شب زفاف و سلفی گرفتن بعد از بیهوش شدن عروس


شب زفاف و سلفی گرفتن بعد از بیهوش شدن عروس عروس بانو جوان و زیبا به علت بو کردن دسته گل عروس قبل از شب زفاف بیهوش و روانه بیمارستان شد. این عروس بانو که به شدت به بوی گل آلرژی دارد وادار شد شب زفاف را در بیمارستان صبح کند.«کریستینی» همان طور که در ...نوشته شب زفاف و سلفی گرفتن بعد از بیهوش شدن عروس اولین بار در بیا تو تفریح. پدیدار شد.]]>

شب زفاف و سلفی گرفتن بعد از بیهوش شدن عروس

شب زفاف عروس باکره که بیهوش شد

وقتی دسته ای از گل های زیبا بجای تغییر نمای مراسم حال عروس بانو را تغییر می‌دهند و وی را راهی درمانگاه می‌کنند طبیعی است که این عروس جوان از دسته گل عروسی اش بعنوان یک کابوس یاد کند.

شب زفاف و سلفی گرفتن بعد از بیهوش شدن عروس

عروس خانم جذابی که در شب زفاف بیهوش شد

«کریستینی جو میلر» روز عروسی اش مانند تمام عروس بانو های دیگر دسته گلی زیبا و البته خوش بو به دست داشت ولی این بوی خوش چندان هم به نفع او نبود از قرار معلوم «کریستینی» به بوی گل طبیعی آلرژی داشته و همین سبب شد تا وضعیت بهم بریزد.

شب زفاف و سلفی گرفتن بعد از بیهوش شدن عروس

آلرژی عروس بانو به بوی گل در شب زفاف

عروس بانو ناگهان وسط مراسم شروع و آغاز به اشک ریختن کرد به شدتی که تمام آرایش چشمان او روی گونه هایش ریخت.به گزارش پارس ناز میهمانان بی خبر و اخبار از حقیقت ماجرا نگران شدند و فکر کردند رخداد بدی افتاده است در حالی که تمام این اشک ریختن ها به علت حساست بوده است ؛ حساسیتی که برای عروس خانمگران به پایان رسید و او وادار شد برای رفع این حالت به درمانگاه رفته و تزریقی داشته باشد.

مطالب مرتبط :

شب زفاف عروس و داماد لخت در میان جمع +عکس

وحشت عروس ۱۳ ساله در شب زفاف با داماد ۳۱ ساله

شب زفاف و آموزش بهترین آداب جنسی

راز عروس در اتاق حجله و شب زفاف جلوی داماد برملا شد

جالب و خواندنی


جهت اطلاع از آخرین تغییرات وب سایت نازترین در خبرنامه وبلاگ ثبت نام کنید:




نظرات شما عزیزان:

فاطره
ساعت20:22---28 آذر 1396
عاشق وبلاگتم من اینجا کلی خاطره های قشنگ دارم اونموقع ک هیچ چی جز یاهو مسنجر وجود نداشت ما اینجا تو قسمت نظرا با هم حرف میزدیم حدود 8 سال پیش حالا هر کدوم از اون ادما ی زندگی جدید تشکیل دادن بچه دبیرستانی بودیم ولی الان حتما همه درساشون تموم شده ازدواج کردن شاید شایدم رفتن سرکار شاید از ایران رفتن و هزارتا شاید دیگه ولی ای کاش میتونستم فقط یک بار دیگه باهاشون حرف بزنم با اینکه خاطرات اینجا مجازی بود ولی از رو بچگی و صاف و صادقانه بود خاطرات اینجا را هیچوقتتتتتتت فراموش نمیکنم

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:



سه شنبه 28 آذر 1396