داستان کوتاه کدام مستحق تریم ؟


داستان کوتاه کدام مستحق تریم ؟داستان کوتاه کدام مستحق تریم ؟شب سردی بودپیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدنشاگرد میوه فروش تند ت... 

داستان کوتاه کدام مستحق تریم ؟

شب سردی بود

پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن

شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت و انعام میگرفت

پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه

رفت نزدیک تر

چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود

با خودش بیان داشت و گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه

می تونست قسمت و بخش های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش

هم اسراف نمیشد هم بچه هاش شاد میشدن

برق خوشحالی توی چشماش دوید

دیگه سردش نبود !

پیرزن رفت جلو نشست پای جعبه میوه

تا دستش رو برد داخل جعبه شاگرد میوه فروش بیان داشت و گفت : دست نزن نِنه ! وَخه برو دُنبال کارت !

پیرزن زود بلند شد

خجالت کشید !

چند تا از مشتری ها نگاهش کردند !

صورتش رو گرفت

دوباره سردش شد !

راهش رو کشید رفت

چند قدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : مادر جان مادر جان !

پیرزن ایستاد

برگشت و به زن نگاه کرد !

زن لبخندی زد و بهش بیان داشت و گفت اینارو برای شما گرفتم !

سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه

موز و پرتغال و انار ….

پیرزن بیان داشت و گفت : دستِت دَرد نِکُنه نِنه مُو مُستَحق نیستُم !

زن بیان داشت و گفت : اما من مستحقم مادر من

مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم نوع توجه کردن

اگه اینارو نگیری دلمو شکستی !

جون بچه هات بگیر !

زن منتظر جواب پیرزن نموند

میوه هارو داد دست پیرزن و سریع دور شد

پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن رو نگاه میکرد

قطره اشکی که تو چشمش جمع شده بود غلتید روی صورتش

دوباره گرمش شده بود

با صدای لرزانی بیان داشت و گفت : پیر شی ننه پیر شی !

خیر بیبینی این شب چله مادر!

داستان کوتاه کدام مستحق تریم ؟


جهت اطلاع از آخرین تغییرات وب سایت نازترین در خبرنامه وبلاگ ثبت نام کنید:




نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:



شنبه 9 فروردين 1393